تبلیغات
دانشجویان پروتز دندان دانشگاه علوم پزشکی تبریز - بخندید، واسه روزه خوبه ...
 
دانشجویان پروتز دندان دانشگاه علوم پزشکی تبریز
                                                        
درباره وبلاگ

xمسئولیت محتوای هر مطلب به عهده ی نویسنده آن مطلب میباشد.
xاز بحث ها وجدل های قومی و مذهبی شدیدا خودداری شود.

آدرس دیگر وبلاگ:
www.prosthesis-tbzmed.ir

سخن هفته :

اگر قرار است برای چیزی زندگی خود را خرج كنیم ، بهتر آن است كه آنرا خرج لطافت یك لبخند و یا نوازشی عاشقانه كنیم.
شكسپیر
مدیر وبلاگ : مصلح علی اقدم
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User

ما را در گوگل محبوب كنید
ورود به چت روم وبلاگ

معروف است که رضا شاه هر از گاهی با لباس مبدّل و سرزده به پادگان های نظامی میرفت تا از نزدیک اوضاع را بررسی کند؛
در یکی از این شبها که سوار بر جیپ به طرف پادگانی میرفت، در بین راه سربازی را که یواشکی جیم شده بود و بعد ازعرق خوری های فراوان، مست و پاتیل، به پادگان بر میگشت را سوار کرد ؛ رضا شاه با لحنی شوخ و برای آنکه از او حرف بکشد، به سرباز گفت: ناکس! معلومه کمی دمی به خُمره زدی؟

سرباز با افتخار گفت: برو بالا... یعنی بیشتر

رضا شاه: یه لیوان زدی؟

سرباز: برو بالا

رضا شاه: یه چتول زدی؟

سرباز: برو بالا                                         

رضا شاه: یه بطر زدی؟

سرباز: بزن قدّش

بعد رضا شاه میگه: حالا میدونی من کیم؟

سرباز کمی جا میخورد و میپرسد که: نکند که گروهبانی؟

رضا شاه: برو بالا

سرباز: افسری؟

رضا شاه: برو بالا

سرباز: تیمسار؟

رضا شاه: برو بالا

سرباز: سردار سپه؟

رضا شاه: بزن قدّش

همینکه رضا شاه به او دست میدهد، لرزش دستان سرباز را احساس میکند. از او میپرسد: چیه؟ ترسیدی؟

سرباز: برو بالا

رضا شاه: لرزیدی؟

سرباز: برو بالا

رضا شاه: خودتو خیس کردی؟

سرباز: بزن قدّش


دعای دختران مجرد

اللهم نزلنا جوانک الرشید، الغنى و الصاحب المدرک و بالخصوص المسکن الگنده!

راکب زانتیا. مطیع الامر.

لا خواهر و لا مادر.          

متخصص الطبخ الغذاء لذیذ و النظافت المنزل و ماهر بالتعویضة الکهنة الطفل الصغیر.

الخاصه: الزن ذلیلا

آمین یا رب العالمین .......!

بده منتظریم .................!

 

دعای پسرهای مجرد

الهم نزلنا حوریاً تک دانه و هیکل توپ (خدایا منو به خاطر این درخواست سنگینم ببخش)...!

 کم توقعا...!

السّن الصغیرا...!

I Need  لا کوزه ترشی...!

الوضع المالی.... عالی و جهیزیتها کاملةُ...!

و والدینها رو به موتا، ترجیحاً لا خواهر و مادر و پدر و کلهم فک و فامیلا...!

الچشم البسته (لا آفتاب مهتاب دیده)...!

کدبانوا فی المور المنزل (همه جور چیزا)...!

١٨٠% مطیع الامر، لا چون و چرا و تسلیماً لخشمنا...!

قویاً فی تحمل بوی جوراب و الغیر چیزها...!

یا رب اعطینا الیک For Me فوری.








نوع مطلب : یک استکان چای، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جمعه 17 آذر 1396 18:25
Hi there, its fastidious post on the topic of media print, we all be familiar with media
is a wonderful source of facts.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 17:29
Hello there! This is my first comment here so I just wanted to give a quick
shout out and say I truly enjoy reading your articles. Can you suggest any other
blogs/websites/forums that cover the same subjects? Thanks a ton!
سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 22:37
سلاو هر چند که کنکورم هیه اما دیسان چون وبلاگه گه تان جالبه زو زو سری ده ده م
پنجشنبه 26 بهمن 1391 00:18
سلام به راستی جالب بو؛یلدا له مهاباد
مسعود آغالبیگی

سلاوتان لی بیت . مه منوون
جمعه 13 مرداد 1391 01:16
دست خوش کاک مسعود.وا دیاره بانه خوش ده گوزه ری
مسعود آغالبیگی

له خژمت دام کاک مصلح. ئه ره وه لا جیت خالی
پنجشنبه 12 مرداد 1391 20:05
سلام کاک مسعود،هر دو بخشه که ی عالی بوولی سواله کم بو پیش هات ،ینی کوران له کچان چاکتر اینگلیسی ده زانن که دعاکانیشیان به اینگلیسی ده که ن؟
مسعود آغالبیگی

سلام سحرخانم.وه لا نازانم ئیحتمالا ده رده که یان زور گران بیت قاتیان کردوه.مه نزوریکی خاسیان نیه
دوشنبه 9 مرداد 1391 14:04
خیلی جالب بود. مخصوصا اون قسمتی که سربازه خودشو خیس میکنه (باید تصورش کرد)
شنبه 7 مرداد 1391 13:07
عالی بود مخصو صا رضا شاه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر