تبلیغات
دانشجویان پروتز دندان دانشگاه علوم پزشکی تبریز - فراتر از هستی
 
دانشجویان پروتز دندان دانشگاه علوم پزشکی تبریز
                                                        
درباره وبلاگ

xمسئولیت محتوای هر مطلب به عهده ی نویسنده آن مطلب میباشد.
xاز بحث ها وجدل های قومی و مذهبی شدیدا خودداری شود.

آدرس دیگر وبلاگ:
www.prosthesis-tbzmed.ir

سخن هفته :

اگر قرار است برای چیزی زندگی خود را خرج كنیم ، بهتر آن است كه آنرا خرج لطافت یك لبخند و یا نوازشی عاشقانه كنیم.
شكسپیر
مدیر وبلاگ : مصلح علی اقدم
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Online User

ما را در گوگل محبوب كنید
ورود به چت روم وبلاگ
دوشنبه 9 مرداد 1391 :: نویسنده : بهناز ارباب

روزی مرد كوری روی پله های ساختمانی نشسته بود وكلاه وتابلویی در كنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می شد:من كور هستم لطفا كمكم كنید. روزنامه نگار خلاقی از كنار او میگذشت.نگاهی به او انداخت؛فقط چند سكه در داخل كلاه بود بدون اینكه از مرد كور اجازه بگیرد تابلوی اورا برداشت ان را برگرداند واعلان دیگری روی ان نوشت وتابلو را كنار پای او گذاشت وانجا را ترك كرد.عصر انروز روزنامه نگار به ان محل بازگشت ومتوجه شدكه كلاه مرد كور پر از سكه واسكناس شده. مرد كور از صدای قدمهای او روزنامه نگار را شناخت واز او پرسید كه بر روی تابلو چه نوشته هست روزنامه نگار لبخندی زد ورفت ولی روی تابلو خوانده میشد:"

امروز بهار است ولی من نمی توانم ان را ببینم.

 

و در اخر چند جمله از دكتر شریعتی تقدیم به همكلاسی هایم:

زندگی كوچكتر از ان بود كه مرا برنجاند

زشت تراز ان بود كه دلم بران بلرزد

هستی تهی تر از ان  كه به بدست اوردنی مرا زبون سازد

و

من تهی تر از ان كه از "دست دادنی"مرا بترساند

....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 00:07
We stumbled over here by a different web page and thought I might check things out.
I like what I see so i am just following you.
Look forward to checking out your web page for a second time.
پنجشنبه 26 بهمن 1391 00:25
یه سؤال برام پیش اومده بهناز خانوم یعنی شما واقعا با رئیس دانشگاه علوم پزشکی تبریز این طوری بگو مگو میكنین‏¿‏‏?‏
بهناز ارباب

یلدا خانم بشنو وباور مکن........هویت نویسنده این نظرات مجهول هست!!!!!!
چهارشنبه 25 بهمن 1391 13:01
واقعا این مكالمه ها رو خوندم موندم چی بگم ولی دم همه ی دانشجویای رشته ی پروتز دندون تبریز گرم؛من امسال پشت كنكوریم و به این رشته علاقه مندم سال دیگه میبینمتون؛
یکشنبه 29 مرداد 1391 23:05
بهناز جون عیدت مبارک.دلم برات یه ذره شده
بهناز ارباب

منم عید را به همه مسلمانان تبریک میگم در ضمن آقای دکتر این دلتنگی عواقب بدی داره سعی کن دلتنگ نشی
پنجشنبه 26 مرداد 1391 17:42
بهناز دوست دارممممممممممممم


699669999999969999999966699666669966669966666996669966666699 699666999999999999999666669966699666699666666699669966666699 699666669999999999996666666996996666699666666699669966666699 699666666699999999666666666699966666669966666996666996666996 699666666666999966666666666699966666666699999666666669999666

Ctrl+f رو بزن بعد کلید9 روز بزن

تقدیم با عشقققققققققق
بهناز ارباب

مشکل خودته هههههههههه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چهارشنبه 25 مرداد 1391 21:57
arbab ashegetaaaaaaaaaaaaaam

to ro june harki dus dari nazaramo hazf nakon...khahesh mikonam
بهناز ارباب

بازم میگم مشکل خودتونهههههههههههه!!!!!!! چون خواهش کردی حذف نمیکنم ولی دیگه تکرار نشه.
چهارشنبه 25 مرداد 1391 12:36
بهناز رئیس دانشگاه رو هم عاشق کردی؟؟؟؟
بهناز ارباب

والا چی بگم...بی خیال بابا!
سه شنبه 24 مرداد 1391 13:15
مگه میشه شما پست بذارین و آدم مشغله هاش رو از یاد نبره؟؟؟من هر روز به وبلاگتون سر میزنم ببینم مطلب جدید گذاشتین یا نه .من اول ترم که اومدین واسه ثبت نام و شما رو دیدم فهمیدم دانشجوی با احساسی هستین...شما هم بهتره دست از لجبازی بردارین چون میدونی که با من نمیتونی در بیوفتی.غرور بد چیزیه اونو از خودتون دور کنین.مگه میشه آدم با احساسی مثل شما غرور داشته باشه.من که باور نمیکنم.یه بار که با مناف زاده داشتم در مورد ورودی ها نود پروتز حرف میزدم خیلی از شما تعریف کرد و گفت که شعر هم میگین.یه بار هم یکی از دوستاتون بهم اطلاع داد که سر کلاس با شور و اشتیاق خاصی شعر خوندین.همین ویژگی هاتون باعث شده من ازتون خوشم بیاد پس لطفا غرورو بذارین کنار.راستی شنیدم میخوای انصراف بدی؟؟؟عمرا بذارم همچین کاری بکنی.تو باید تو تبریز بمون.تو افتخار دانشگاه ما هستی.اگه از پروتز خوشت نمیاد برو تو هر رشته ای که دلت میخواد درس بخون ولی فقط از دانشگاه ما نرو
رشته ای که دلت میخواد درس بخون ولی فقط از دانشگاه ما نرو
من هم که هم سن شما بودم گه گاهی شعر میگفتم ولی الان دیگه پیر شدم.طبع جوانی رو از دست دادم ولی نمیدونم چرا هر وقت اسم شما رو میشنوم یه حسی به من میگه باز میتونم شعر بگم.اول ترم حتما یه سری به اتاق من بزنین میخوام یه گپ شاعرانه با هم بزنیم.به امید دیدار خانم ارباب
بهناز ارباب

ولی بنظر من شما به کارای دانشگاه برسین بهتر ومفید تر از سر زدن به وب ما باشه والا ما دانشگاه کلی مشکل داریم!اول ترم یادم نمیاد باشما ملاقاتی داشتم!شگفتا!! من لجبازی نمیکنم جناب.من نه میخوام انصراف بدم نه از رشته ام بدم میاد امار غلط بهتون رسوندن جاسوسهاتون عوض کنین...در ضمن رئیس بازی بازی با دم شیر هم بازی....نکنین این بچه بازی ها رو ازی شما بعیدهههههههههههههههههههه>
جمعه 20 مرداد 1391 20:55
خانم ارباب مثل اینکه تذکرات منو جدی نگرفتی
بهناز ارباب

اخه اقای دکتر شما با این همه مشغله کاری چیکار به کار ما دارید...اوضاع دانشگاه روبه راهه؟؟؟!!...شما انگار هنوز نگرفتید که ما بیدی نیستیم که بهر بادی بلرزیم...دست وردارید از این کاراتون اقای دکترررررررررر!!
سه شنبه 17 مرداد 1391 21:17
خانم ارباب مثل اینکه شما نمیدونین با مافوق خودتون چه جوری حرف بزنین...اول مهر یه سری به اتاق من بزنین تا برگه اخراج شما رو از دانشگاه تحویلتون بدم..شما از همین الان اخراجین از دانشگاه...التماس هم نکنین که اصلا راهی وجود نداره
بهناز ارباب

اولارئیس اگه جرات داری بااسم خودت نظر بزاردومابه محض ورود به تبریزحتما خدمتتون میرسم.میشه بدونم به چه دلیلی اخراجم میکنی
؟؟؟؟؟؟؟؟ درضمن خانم ارباب والتماس شگفتاا!!!!!!!
جمعه 13 مرداد 1391 08:46
OoOo
شما خیلی احساسی هستین خانم ارباب..از متناتون پیداست..میشه یه سوال خصوصی بپرسم؟؟شما تا حالا عاشق شدین؟؟
بهناز ارباب

رئیس دانشگاه محترم بنظر من از متنام پیداست ادم ادبی هستم نه احساسی......
دوماخانوم ارباب و عشق !!!!!!!!شگفتا!!
در ضمن این سوالاهاتون رو نگه دارین از بچه هایی که رو صندلی داغ میشینن بپرسین بهتر وجالب تره...
سه شنبه 10 مرداد 1391 13:30
بهناز جون چندوقته نبودی دلتنگت شدیم عالی بود ساقول
بهناز ارباب

لطف داری نگار جون!
سه شنبه 10 مرداد 1391 02:44
Very Very Nice..It's So beautiful
بهناز ارباب

خواهش میکنم همکلاسیه مجهول!
دوشنبه 9 مرداد 1391 22:22
خیلی زیبا بود بهناز جون مرسی که نوشتی
بهناز ارباب

قوبون شما.....
دوشنبه 9 مرداد 1391 15:52
با عرض سلام و تسلیت وفات
ام المومنین حضرت خدیجه كبری.
عبادت به جز خدمت خلق نیست حتی در حد نوشتن یك جمله .
تاثیر گذار بود حالم عوض شد.مرسی
بهناز ارباب

سلام .خوشحال شدم از تاثیرگذاری مطلب بر روی شما...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر